پژوهش جدید: ۵۰ درصد تفاوتهای فردی در خودشیفتگی ناشی از عوامل ژنتیکی است
به گزارش خبرنگار ما، یک پژوهش تازه که ویژگیهای شخصیتی هزاران دوقلو و اعضای خانواده آنها را بررسی کرده، نشان میدهد الگوهای رفتاری خودشیفته نه از طریق شیوههای تربیتی، بلکه عمدتاً از طریق ژنتیک از والدین به فرزندان منتقل میشود. این مطالعه که در نشریه Social Psychological and Personality Science منتشر شده، میتواند نگاه روانشناسان به منشأ خودشیفتگی را دگرگون کند.
نقش ژنتیک در برابر تربیت خانوادگی؛ کشف مهم پژوهشگران آلمانی
در این پژوهش، تیمی از محققان با استفاده از دادههای پروژه بزرگ «TwinLife» در آلمان، تلاش کردند نقش ژنتیک و محیط را از هم تفکیک کنند. نمونه پژوهش شامل ۶۷۱۵ نفر از جمله دوقلوهای همسان و ناهمسان، خواهر و برادرها، والدین و حتی شریکهای عاطفی آنها بود. این ساختار به پژوهشگران اجازه داد شباهتهای شخصیتی را در میان افرادی با میزان متفاوتی از اشتراک ژنتیکی بررسی کنند.

نتایج نشان داد حدود ۵۰ درصد تفاوتهای فردی در خودشیفتگی ناشی از عوامل ژنتیکی است. ۵۰ درصد باقیمانده نیز به «محیط غیرمشترک» مربوط میشود؛ یعنی تجربههای منحصربهفرد هر فرد مانند دوستان، روابط عاطفی یا محیط کاری. در مقابل، «محیط مشترک خانوادگی» (مثل سبک تربیتی یا وضعیت اقتصادی خانواده) تقریباً هیچ نقشی در شکلگیری خودشیفتگی نداشت.
پایان یک باور قدیمی؛ خودشیفتگی از نوجوانی تا بزرگسالی پایدار میماند
در گذشته، هم در روانشناسی عامهپسند و هم در نظریههای علمی، محیط خانواده عامل اصلی شکلگیری خودشیفتگی تلقی میشد. برخی نظریهها آن را واکنشی دفاعی به والدین سرد و بیمحبت میدانستند و برخی دیگر معتقد بودند تعریف و تمجید بیش از حد والدین باعث ایجاد تصویری غیرواقعی از خود در کودک میشود. اما این پژوهش نشان داد شباهت میان والدین و فرزندان در سطح خودشیفتگی کاملاً ناشی از اشتراک ژنتیکی است، نه تأثیر مستقیم رفتار والدین.
دو یافته کلیدی این مطالعه:
- پدیده «همسانگزینی» : افراد تمایل دارند شریکهایی با ویژگیهای مشابه خود انتخاب کنند. در این مطالعه، والدین از نظر خودشیفتگی به یکدیگر شبیه بودند، که احتمال انتقال ژنتیکی این ویژگی به فرزندان را افزایش میدهد.
- پایداری در سنین مختلف: سهم ژنتیک و تجربههای فردی در خودشیفتگی از نوجوانی تا بزرگسالی تقریباً ثابت باقی میماند و تغییر چشمگیری دیده نشد.
پیامدهای پژوهش؛ تمرکز بر تجربههای فردی به جای سرزنش والدین
پژوهشگران پیشنهاد میکنند مطالعات آینده بیشتر بر تجربههای فردی مانند روابط اجتماعی، موفقیتهای شغلی و نحوه دریافت پاداشهای اجتماعی تمرکز کنند تا مشخص شود این عوامل چگونه با استعداد ژنتیکی تعامل دارند. همچنین بررسی سازوکارهای زیستی، مانند نقش هورمونها یا سیستمهای عصبی مرتبط با پاداش، میتواند درک عمیقتری از خودشیفتگی فراهم کند.
با وجود برخی محدودیتها مانند استفاده از پرسشنامههای خودگزارشی، نتیجه اصلی پژوهش روشن است: خودشیفتگی عمدتاً از طریق ژنتیک منتقل میشود، نه از طریق تربیت خانوادگی. این یافته میتواند رویکردهای درمانی و مشاورهای را نیز تحت تأثیر قرار دهد و تمرکز را از سرزنش والدین به درک بهتر عوامل ژنتیکی و تجربههای فردی معطوف کند.
